“`html
چرایی عدم افزایش توان پرداخت مستاجرهای تکنفره با کاهش تورم اجاره
در سالهای اخیر، موضوع توان پرداخت مستاجرهای تکنفره به یکی از مسائلی تبدیل شده که بررسی آن ضروری است. با وجود کاهش نرخ تورم اجاره، این گروه از مستأجرین نتوانستهاند به طور چشمگیری توان پرداخت خود را افزایش دهند. در ادامه به بررسی این موضوع میپردازیم.
تاثیر محدود رشد اجارهبها بر نسل Z
نسل Z بهخوبی اثرات رشد محدود اجارهبهای مسکن در تهران را احساس نمیکند. به عبارتی، نهتنها هزینههای اجاره به صورت جهشی افزایش نیافته، بلکه توان پرداخت این گروه از مستأجرین کاهش یافته است.
رشد اجاره و درآمد
در سال جاری، برخلاف پنج سال گذشته، هزینه اجاره مسکن در تهران به طور متوسط تنها ۳۰ درصد افزایش یافته است. از سوی دیگر، دستمزدهای شاغلان جوان حدود ۴۵ درصد افزایش یافته که نشاندهنده تقویت درآمد نسبت به اجارهبها است.
مشکلات توان پرداخت مستأجرین
با این حال، این نسل توانایی پرداخت اجاره را بهطور عادی ندارد. بهخصوص، اجاره آپارتمانهایی که این نسل در آن سکونت دارند، با توجه به مناطق اصلی زندگی، به طور متوسط ۹ میلیون تومان در ماه و ۵۰۰ میلیون تومان پولپیش است. به این ترتیب، اجاره کل به ۲۴ میلیون تومان در ماه میرسد.
نسبت اجاره به درآمد
متوسط دستمزد ماهانه نسل Z حدود ۴۰ میلیون تومان تخمین زده میشود. با در نظر گرفتن این رقم، سهم اجاره ماهانه از درآمد ۲۳ درصد و سهم کل اجاره (با پولپیش صفر) نیز ۶۰ درصد است. جالب است که دو سال پیش این نسبتها بسیار بیشتر بود.
فشار مضاعف هزینهها
به رغم کاهش نسبت اجاره به درآمد، پرداخت اجاره هنوز هم دشوار است. علت این پارادوکس به افزایش ۹۰ درصدی هزینههای سبد مصرف در سال جاری برمیگردد. تورم نقطهای نزدیک به ۹۰ درصد، هزینههای زندگی نسل Z را تقریباً دو برابر سال قبل کرده است. در حالی که درآمد تنها ۱.۴۵ برابر شده، این اختلاف نشاندهنده رشد کمتر درآمد نسبت به هزینهها است.
تاثیر تورم بر هزینههای زندگی
نگرانیهای اقتصادی بهگونهای است که باعث شده “جاماندگی دخل از خرج” شدت گیرد؛ این موضوع امکان پسانداز را کاهش میدهد و فشار هزینهها از اجارهخانه به دیگر فاکتورهای ضروری زندگی مانند خوراکیها گسترش مییابد.
چالشهای پسانداز
در چنین شرایطی، نسل Z برای پسانداز جهت تامین پولپیش، که خود دو سوم کل رقم اجاره است، ناچار به کاهش هزینههای ضروری دیگر زندگی از جمله تفریح، پوشاک و خوراکیها میشود. در این راستا، طی ۸ سال گذشته درآمد سرانه واقعی ۱۲ درصد کاهش یافته، در حالی که هزینههای زندگی به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
مشکلات خرید مسکن
با کاهش قدرت خرید نسبت به سطح عمومی قیمتها، امکان خرید کالاهای ضروری نیز تحت تاثیر قرار گرفته است. مسکن، به عنوان یک نیاز اساسی، بهخصوص در شرایط اقتصادی کنونی، تامین پولپیش و اجاره ماهانه را برای این نسل دشوار کرده است.
آمار نگرانکننده
یک نظرسنجی از گروهی از نسل Z نشان میدهد که ۶۰ درصد آنها «قید خانهدار شدن» برای ازدواج را زده و برنامهای برای خرید مسکن بهدلیل قیمتها ندارند. این جوانان اجارهنشین یکی از دلایل «از دسترس خارج شدن مسکن» را رشد منفی دستمزدهای واقعی میدانند.
“`




