آینده اقتصادی ایران: کره شمالی شدن یا مدل اقتدارگرایی فنی چین؟

در سال‌های اخیر، برخی جریان‌های رادیکال سیاسی ایران، کره شمالی را به عنوان الگویی برای مقابله با تحریم‌ها و فشارهای بین‌المللی معرفی کرده‌اند. این دیدگاه معتقد است که قطع وابستگی به اقتصاد جهانی و تحمل فشارهای معیشتی، هزینه‌های لازم برای حفظ استقلال و توان بازدارندگی کشور است.

اما در مقابل، بسیاری از ایرانیان کره شمالی را نمادی از انزوا، فقر و انسداد اطلاعات می‌دانند که رفاه مردم را قربانی اهداف سیاسی کرده است. سیاست‌های اخیر آمریکا که به دنبال منزوی کردن ایران است، این نگرانی را تشدید کرده است. تحریم‌های مالی و نفتی، محدودیت‌های تجاری و دشواری دسترسی به فناوری و سرمایه خارجی، ایران را به سمت اقتصادی منزوی و امنیتی سوق می‌دهد.

تفاوت‌های ساختاری ایران و کره شمالی

امیرحسین خالقی، پژوهشگر اقتصاد سیاسی، معتقد است مقایسه ایران با کره شمالی نادیده گرفتن تفاوت‌های جغرافیایی، جمعیتی و ساختار سیاسی است. کره شمالی کشوری کوچک با نظام سیاسی متمرکز و حزبی است، در حالی که ایران کشوری پهناور با تنوع قومی و فرهنگی بالا و ساختار قدرت غیرمتمرکز است.

خالقی هشدار می‌دهد که تلاش برای پیاده‌سازی مدل کره شمالی در ایران نه به تقویت نظام سیاسی، بلکه به فروپاشی داخلی و افزایش بی‌نظمی و احتمال تجزیه غیررسمی منجر خواهد شد.

مدل اقتدارگرایی فنی و نامرئی چین؛ نسخه‌ای پیچیده‌تر

در مقابل سناریوی کره شمالی شدن، خالقی به مدل اقتدارگرایی فنی و نامرئی چین اشاره می‌کند که به نظر می‌رسد برای آینده ایران محتمل‌تر باشد. این مدل بر اساس مدیریت هوشمندانه بحران‌ها، حفظ کنترل بدون انزوای کامل و استفاده از فناوری‌های نوین برای نظارت و اداره کشور استوار است.

در لایه‌های بالای تصمیم‌گیری ایران، دو رویکرد عمده وجود دارد: اول استراتژی تاب‌آوری و تحمیل واقعیت که هدف آن حفظ بقا و افزایش هزینه‌های تقابل برای طرف مقابل است؛ و دوم گذار از تعامل با غرب به سمت تعریف منافع ملی در چارچوب همکاری با قدرت‌های چالشگر مانند چین و روسیه.

پیامدهای اقتصادی و اجتماعی تحریم‌ها

تحریم‌های شدید می‌تواند بخش خصوصی مستقل را تضعیف کرده و سهم نهادهای نظامی و شبه‌دولتی را افزایش دهد. این روند اقتصاد را ناشفاف‌تر کرده و نظارت دولت بر ارز، تجارت و اطلاعات را گسترش می‌دهد. در نتیجه، جامعه به سمت انزوای بیشتر و وابستگی به ساختارهای قدرت حرکت می‌کند.

این پرسش مهم مطرح است که آیا ابزارهای فشار خارجی، فارغ از نیت سیاست‌گذاران، ایران را به سمت انزوای بیشتر و مدلی شبیه کره شمالی سوق می‌دهد یا مسیر پیچیده‌تر و هوشمندانه‌تری از انسداد را رقم خواهد زد؟

در نهایت، هزینه این روند را مردم ایران خواهند پرداخت و آینده اقتصاد و سیاست کشور به تصمیمات راهبردی در سطوح بالای قدرت بستگی دارد.