چالش‌های جابجایی اجباری بدمسکن‌ها در ایران

“`html

بدمسکن‌ها و چالش‌های جابجایی اجباری

آیا بدمسکن‌ها با «جابجایی اجباری» به زندگی بهتری دست پیدا خواهند کرد؟ در این مقاله به بررسی ۱۰ واقعیت مهم درباره زندگی «فقرای مسکن» می‌پردازیم.

واقعیت‌های زندگی فقرای مسکن

1️⃣ تهران در دهه ۶۰ با «۱۷ لکه فقرنشینی» شناخته می‌شد. این اجتماعات که به «آلونک‌نشینی» معروف بودند، امروز به نام «سکونت‌گاه غیررسمی» شناخته می‌شوند.

2️⃣ پس از گذشت ۴۰ سال، دست‌کم ۵ نقطه از این مناطق همچنان پابرجاست و جمعیت ساکن در آنها افزایش یافته است. در حال حاضر، حداقل ۱۰ میلیون «بدمسکن» در سکونتگاه‌های غیررسمی زندگی می‌کنند.

3️⃣ در شمال غرب تهران، مناطقی مانند ده‌ونک و اسلام‌آباد، همچنان به عنوان محل زندگی بدمسکن‌ها شناخته می‌شوند.

چرا سکونتگاه‌های غیررسمی ماندگارند؟

4️⃣ راز پایداری و گسترش این سکونتگاه‌ها، ناشی از «تشخیص اشتباه صورت مساله بدمسکن‌ها» توسط دولت‌ها در طول دهه‌های گذشته است.

5️⃣ اولین واکنش به این مناطق معمولاً «حذف فیزیکی سکونتگاه و جابجایی ساکنان» بوده است.

6️⃣ این رویکرد در دهه ۷۰ در محله «زورآباد» کرج به وضوح مشاهده شد.

7️⃣ ساکنان زورآباد بعد از مدتی متوجه شدند که «زمین‌های این محله قرار است گرانتر از قیمت تملک زیر بار ساخت‌وساز برود»، به همین دلیل تصمیم به مقاومت گرفتند.

8️⃣ برخی ساکنان که جابجا شدند، با مشکلاتی جدی مانند «از دست دادن شغل قدیمی و افزایش هزینه زندگی» مواجه شدند و دیگر بار مجبور به «مهاجرت به یک سکونتگاه غیررسمی جدید» شدند.

تجربه‌های شکست‌خورده در بازآفرینی شهری

⭕️ تجربیات ناموفق دهه‌های اخیر، عمدتاً بر مبنای «مداخله کالبدی در محله‌های سکونت بدمسکن‌ها» بوده است و نشان می‌دهد که:

  • 🔻 مساله اصلی شهروندان این مناطق، «فقر و معیشت» است نه «مسکن». اگر وضعیت زندگی آنها بهبود نیابد، جابجایی آنها به محله‌های رسمی تنها منجر به بازگشتشان به سکونتگاه‌های غیررسمی می‌شود.
  • 🔻 بدمسکن‌ها به «شغل در محل» وابسته‌اند؛ بسیاری از مشاغل آنها در همان خانه‌های خود شکل گرفته و جابجایی باعث «تخریب شغلی» آنها می‌شود.
  • 🔻 سطح زندگی آنها با محله‌ای که دولت آنها را منتقل می‌کند، سازگار نیست و این موجب افزایش هزینه‌ها و در نتیجه «عدم ماندگاری» در محل جدید می‌شود.
  • 🔻 محله‌های غیررسمی دارای پیوند اجتماعی قوی هستند و ساکنان تمایلی به بهم‌خوردن این پیوند ندارند.

🔻 به عنوان مثال، سکونت‌گاه غیررسمی اتوبان کردستان حذف شد اما ساکنان آن به سکونتگاه غیررسمی منطقه ۲ مهاجرت کردند و نه به یک محله رسمی.

نتیجه‌گیری

🔻 شهر برای بقای طبقات اجتماعی مختلف به وجود نیاز دارد و این طبقات در محله‌های مختلف شهر، با سطوح کیفی متفاوت زندگی می‌کنند.

🔻 سازمان «هبیتات» حدود ۱۰ سال پیش توصیه کرد که به جای تجربه‌های ناموفق «حذف سکونتگاه غیررسمی»، باید به «ارتقاء شرایط زندگی در همان سکونتگاه» بپردازیم.

🔻 بازآفرینی شهری، به معنای «حل فقر مسکن»، نیازمند دو جنبه موفقیت است: موفقیت کالبدی و اجتماعی.

🔻 هر گونه تصمیم‌گیری برای ساکنان سکونتگاه‌های غیررسمی باید با «رضایت» شهروندان از انتخاب روش بازآفرینی همراه باشد؛ عده‌ای تمایل به خروج دارند اما گروهی می‌خواهند همین لکه‌ها به بخشی از شهر تبدیل شده و محله‌شان رسمیت پیدا کند.

🔗 لینک گزارش مربوط به تجربیات تلخ مداخله در سکونتگاه‌های غیررسمی

📸 عکس نقشه قدیم تهران توسط دکتر حسین ایمانی‌جاجرمی، رئیس موسسه مطالعات اجتماعی دانشگاه تهران در اختیار «دنیای اقتصاد» قرار گرفت.

“`