با نزدیک شدن قیمت دلار به مرز ۲۷۰ هزار تومان، دوباره این تصور در میان بخشی از جامعه شکل گرفته که دارندگان دلار و طلا یا افرادی که درآمد دلاری دارند، برندگان اصلی افزایش نرخ ارز هستند. روی کاغذ شاید چنین به نظر برسد؛ اما از دید اقتصادی، افزایش ارزش ریالی یک دارایی یا درآمد الزاماً به معنی افزایش همان میزان در ثروت واقعی و قدرت خرید نیست.
بر اساس نرخهای ثبتشده در بازار، دلار آمریکا به محدوده ۲۶۸,۵۰۰ تومان، یورو به حدود ۳۰۲,۳۰۰ تومان و تتر به حوالی ۲۶۸,۵۶۰ تومان رسیده است. همزمان بازار طلا و سکه نیز افزایش قابل توجهی را تجربه کرده است.
اما سؤال مهمتر این است: اگر دلار گران شود و ارزش ریالی دارایی یا درآمد ما بالا برود، واقعاً ثروتمندتر شدهایم؟
پاسخ به این سؤال به میزان تورم، نوع مخارج، ترکیب داراییها و سرعت رشد درآمد واقعی هر فرد بستگی دارد.
دلار گران میشود؛ اما قدرت خرید مهمتر از عدد حساب بانکی است
فرض کنید فردی ماهانه ۱۰۰۰ دلار درآمد دارد. با دلار ۱۵۰ هزار تومانی، درآمد او روی کاغذ ۱۵۰ میلیون تومان بوده است. اگر دلار به ۲۷۰ هزار تومان برسد، همان درآمد به ۲۷۰ میلیون تومان تبدیل میشود.
در نگاه اول درآمد ریالی این فرد ۸۰ درصد افزایش پیدا کرده است.
اما این تمام ماجرا نیست.
اگر در همین مدت اجاره، مسکن، خودرو، مواد غذایی، تجهیزات، خدمات و سایر هزینههای زندگی نیز افزایش قابل توجهی داشته باشند، رشد درآمد اسمی بهتنهایی نشان نمیدهد که قدرت خرید واقعی فرد نیز ۸۰ درصد افزایش یافته است.
در اقتصاد میان دو مفهوم تفاوت مهمی وجود دارد:
درآمد اسمی (Nominal Income) یعنی عددی که به ریال یا تومان دریافت میکنیم.
درآمد واقعی (Real Income) نشان میدهد با آن درآمد واقعاً چه مقدار کالا و خدمات میتوان خرید.
به همین دلیل، برای سنجش برنده یا بازنده بودن افراد از افزایش دلار، صرفاً نگاه کردن به عدد درآمد تومانی کافی نیست.
چرا افزایش دلار میتواند به تورم منجر شود؟
یکی از مهمترین سازوکارهای اقتصادی در این زمینه، انتقال نرخ ارز به قیمتها (Exchange Rate Pass-Through) است.
بخشهایی از اقتصاد برای تأمین مواد اولیه، ماشینآلات، قطعات، تجهیزات و کالاهای واسطهای به واردات یا قیمتهای مرتبط با ارز وابستهاند.
وقتی دلار گران میشود، هزینه تأمین این کالاها نیز میتواند افزایش پیدا کند.
مسیر انتقال این فشار را میتوان بهصورت ساده اینگونه نمایش داد:
افزایش نرخ دلار ← افزایش هزینه واردات ← افزایش هزینه تولید ← افزایش قیمت کالا و خدمات ← کاهش قدرت خرید
به این بخش از افزایش قیمتها معمولاً تورم وارداتی (Imported Inflation) گفته میشود.
دلار فقط کالای خارجی را گران نمیکن
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم افزایش دلار فقط قیمت کالاهای وارداتی را بالا میبرد.
یک کالای کاملاً ایرانی نیز ممکن است برای تولید به مواد اولیه خارجی، ماشینآلات، قطعات، تجهیزات الکترونیکی، نرمافزار، حملونقل بینالمللی یا سایر نهادههای وابسته به ارز نیاز داشته باشد.
حتی کسبوکارهای اینترنتی و فناوری نیز میتوانند با افزایش هزینه سرور، تجهیزات شبکه، لپتاپ، موبایل، قطعات کامپیوتری، سرویسهای خارجی و زیرساختهای فنی مواجه شوند.
بنابراین افزایش نرخ ارز میتواند از طریق زنجیره تولید به بخشهایی منتقل شود که در ظاهر ارتباط مستقیمی با دلار ندارند.
«تورم مرکب» چگونه جیب مردم را کوچکتر میکند؟
عبارت «تورم مرکب» اصطلاح دقیق و مستقلی مانند برخی مفاهیم استاندارد اقتصاد کلان نیست؛ اما برای توضیح اثر انباشته افزایش قیمتها میتوان از منطق ترکیبشدن رشد قیمتها در دورههای متوالی استفاده کرد.
فرض کنید کالایی امروز ۱۰۰ هزار تومان قیمت دارد.
اگر قیمت آن ۲۰ درصد افزایش پیدا کند:
۱۰۰,۰۰۰ × ۱.۲۰ = ۱۲۰,۰۰۰ تومان
اگر در دوره بعد دوباره ۲۰ درصد گران شود، افزایش دوم روی ۱۰۰ هزار تومان محاسبه نمیشود، بلکه روی قیمت جدید اعمال خواهد شد:
۱۲۰,۰۰۰ × ۱.۲۰ = ۱۴۴,۰۰۰ تومان
بنابراین دو دوره افزایش ۲۰ درصدی، قیمت را در مجموع ۴۴ درصد بالا میبرد، نه ۴۰ درصد.
به همین دلیل تداوم تورم در طول زمان میتواند اثر بسیار بزرگی بر سطح قیمتها داشته باشد.
آیا «تورم چنگالی» اصطلاح علمی است؟
اصطلاح «تورم چنگالی» یک اصطلاح استاندارد و رایج در ادبیات علمی اقتصاد کلان نیست.
اما اگر منظور از آن باز شدن فاصله میان هزینه زندگی و درآمد خانوار باشد، مفهوم اقتصادی پشت آن کاملاً قابل توضیح است.
فرض کنید درآمد فردی طی یک دوره ۳۰ درصد افزایش پیدا کند، اما هزینه سبد مصرفی او ۵۰ درصد بالا برود.
این فرد حقوق بیشتری دریافت میکند، ولی توانایی خرید او نسبت به گذشته کمتر شده است.
به زبان ساده:
اگر قیمتها سریعتر از درآمد افزایش پیدا کنند، قدرت خرید واقعی کاهش مییابد.
این همان نکتهای است که در شرایط تورمی باید بیشتر از عدد حقوق، قیمت دلار یا ارزش ریالی داراییها مورد توجه قرار گیرد.
حتی درآمد دلاریها هم لزوماً به اندازه رشد دلار سود نمیکنند
درآمد دلاری طبیعتاً میتواند در برابر کاهش ارزش ریال یک مزیت مهم ایجاد کند و در بسیاری از شرایط، فرد دارای درآمد ارزی نسبت به فردی با درآمد ثابت ریالی موقعیت بهتری خواهد داشت.
بنابراین از نظر علمی نمیتوان گفت فرد دارای درآمد دلاری «هیچ سودی» نمیبرد.
اما اشتباه اینجاست که افزایش ارزش ریالی درآمد دلاری را مستقیماً برابر با افزایش رفاه واقعی بدانیم.
فرض کنید درآمد تومانی فردی به دلیل افزایش دلار ۷۰ درصد رشد کند. اگر هزینههای زندگی او نیز در همان دوره بهشدت افزایش یافته باشد، رشد قدرت خرید واقعی او بسیار کمتر از ۷۰ درصد خواهد بود.
به همین دلیل معیار مهم برای مقایسه، درآمد واقعی پس از درنظرگرفتن تورم است.
دلار و طلا گران شده؛ یعنی دارندگان آنها ثروتمند شدهاند؟
اینجا نیز باید میان سود اسمی و سود واقعی تفاوت قائل شویم.
فرض کنید فردی چند سال قبل طلا خریده و اکنون ارزش تومانی آن چند برابر شده است.
او بدون تردید از نظر ریالی دارایی بیشتری دارد.
اما برای مشخص شدن افزایش واقعی ثروت باید پرسید:
با پول حاصل از فروش این طلا، امروز چه مقدار مسکن، خودرو، مواد غذایی، خدمات یا سایر داراییها میتوان خرید و این مقدار نسبت به گذشته چگونه تغییر کرده است؟
اگر ارزش دارایی ۱۰۰ درصد افزایش پیدا کرده باشد اما سطح قیمت کالاهایی که فرد قصد خرید آنها را دارد نیز افزایش شدیدی تجربه کرده باشد، تمام آن ۱۰۰ درصد را نمیتوان افزایش قدرت خرید واقعی دانست.
چه کسانی بیشتر از افزایش نرخ ارز آسیب میبینند؟
فشار افزایش نرخ ارز برای همه افراد جامعه یکسان نیست.
افرادی که حقوق ثابت ریالی دارند و بخش بزرگی از درآمدشان را صرف اجاره، خوراک، درمان، حملونقل و سایر نیازهای ضروری میکنند، معمولاً آسیبپذیری بیشتری در برابر تورم دارند.
در مقابل، فردی که درآمد ارزی دارد یا بخش قابل توجهی از داراییهایش به ارز، طلا یا داراییهایی وابسته است که همراه تورم رشد میکنند، ممکن است بخش بیشتری از قدرت خرید خود را حفظ کند.
بنابراین افزایش دلار الزاماً همه را به یک اندازه فقیر یا ثروتمند نمیکند؛ بلکه میتواند برندگان و بازندگان متفاوتی داشته باشد.
مسئله مهم در سطح عمومی اقتصاد، اثر افزایش نرخ ارز بر تورم، هزینه تولید و قدرت خرید خانوارهاست.
خطر اصلی دلار ۲۷۰ هزار تومانی چیست؟
خطر اصلی فقط رسیدن یک عدد روی تابلو به ۲۷۰ هزار تومان نیست.
مسئله مهمتر، اثرات ثانویه افزایش نرخ ارز است.
اگر افزایش دلار باعث بالا رفتن هزینه واردات شود، تولیدکننده با هزینه بیشتری روبهرو میشود. اگر تولیدکننده این هزینه را به قیمت محصول منتقل کند، مصرفکننده باید پول بیشتری پرداخت کند.
کارگر نیز برای جبران افزایش هزینه زندگی خواهان حقوق بیشتری میشود. افزایش هزینه نیروی انسانی میتواند مجدداً هزینه تولید را افزایش دهد.
اگر چنین فرایندی در کنار انتظارات تورمی و سایر عوامل اقتصادی استمرار پیدا کند، کنترل سطح قیمتها دشوارتر خواهد شد.
چرا بالا رفتن قیمت داراییها همیشه خبر خوبی نیست؟
تصور کنید ارزش خانه شما از ۱۰ میلیارد تومان به ۲۰ میلیارد تومان رسیده است.
در نگاه اول ۱۰ میلیارد تومان ثروتمندتر شدهاید.
اما اگر خانه مشابهی که قصد خرید آن را دارید نیز از ۱۰ میلیارد به ۲۰ میلیارد تومان رسیده باشد، قدرت خرید شما در بازار مسکن دو برابر نشده است.
همین منطق درباره طلا، خودرو، ارز و بسیاری از داراییهای دیگر نیز وجود دارد.
به همین دلیل افزایش قیمت اسمی دارایی با افزایش رفاه اقتصادی یکسان نیست.
نتیجه؛ به عددهای بزرگ دل خوش نکنیم
نزدیک شدن دلار به ۲۷۰ هزار تومان ممکن است ارزش ریالی دلار، طلا و برخی داراییها را افزایش دهد و برای دارندگان درآمد ارزی نیز درآمد تومانی بیشتری ایجاد کند.
اما افزایش عدد روی دارایی یا فیش درآمد، بهتنهایی به معنی افزایش ثروت واقعی نیست.
معیار مهمتر این است که قدرت خرید واقعی فرد چه تغییری کرده است.
اگر افزایش نرخ ارز به رشد هزینه واردات، افزایش هزینه تولید و تورم بالاتر منجر شود و درآمد خانوارها نتواند همپای هزینه زندگی رشد کند، بخش بزرگی از جامعه با کاهش قدرت خرید مواجه خواهد شد.
بنابراین سؤال اصلی در روزهای دلار ۲۷۰ هزار تومانی این نیست که:
«دارایی من چند تومان گرانتر شد؟»
بلکه سؤال مهمتر این است:
«با درآمد و دارایی امروز، نسبت به گذشته واقعاً چه مقدار کالا و خدمات بیشتری میتوانم بخرم؟»
پاسخ به همین سؤال تفاوت میان ثروتمندتر شدن روی کاغذ و ثروتمندتر شدن در دنیای واقعی را مشخص میکند.
با نزدیک شدن دلار به مرز ۲۷۰ هزار تومان، ارزش ریالی درآمدهای ارزی و داراییهایی مانند دلار و طلا افزایش یافته است؛ اما آیا صاحبان این داراییها واقعاً ثروتمندتر شدهاند؟ تفاوت سود اسمی و واقعی نشان میدهد چرا افزایش نرخ ارز میتواند همزمان با رشد قیمت داراییها، قدرت خرید را تحت فشار قرار دهد.





