فروش ۱۰ هزار دلار به هر کد ملی؛ آیا سیاست بانک مرکزی به ثبات دلار کمک می‌کند؟

فروش ۱۰ هزار دلار به هر کد ملی؛ آیا سیاست بانک مرکزی به ثبات دلار کمک می‌کند؟

طرح فروش ۱۰ هزار دلار به هر کد ملی، بحث درباره شیوه مداخله بانک مرکزی در بازار ارز را دوباره داغ کرده است. موافقان این سیاست معتقدند عرضه ارز با نرخی نزدیک به بازار می‌تواند از شدت خریدهای احتیاطی بکاهد. در مقابل، منتقدان درباره مصرف ذخایر ارزی و امکان تداوم این مداخله پرسش‌هایی مطرح می‌کنند.

به گزارش اقتصادنیوز، به نقل از روزنامه دنیای اقتصاد، بانک مرکزی با اعلام برنامه تزریق دو میلیارد دلار به بازار و فروش ارز از طریق شعب منتخب بانک‌ها، به دنبال کاهش نوسانات و مدیریت انتظارات بوده است. با این حال، ارزیابی این سیاست تنها به سقف خرید هر فرد وابسته نیست؛ نرخ فروش، میزان منابع در دسترس و مدت اجرای طرح نیز اهمیت دارند.

چرا نرخ فروش دلار اهمیت دارد؟

براساس گزارش منتشرشده، نرخ عرضه ارز در این طرح نزدیک به قیمت بازار است و اختلاف آن با نرخ آزاد کمتر از پنج درصد عنوان شده است.

هرچه فاصله قیمت رسمی و آزاد بیشتر باشد، انگیزه خرید برای کسب سود از اختلاف نرخ نیز افزایش می‌یابد. در چنین شرایطی، بخشی از تقاضا ممکن است صرفاً برای فروش دوباره ارز در بازار آزاد شکل بگیرد.

عرضه دلار با نرخ نزدیک به بازار، این انگیزه را محدود می‌کند. البته فاصله کمتر از پنج درصد نیز به‌تنهایی به معنای حذف کامل رانت نیست؛ هزینه معامله، شرایط دسترسی و امکان فروش مجدد ارز بر جذابیت این اختلاف قیمت اثر می‌گذارند.

آیا نوسان دلار پس از اجرای طرح کاهش یافته است؟

در گزارش دنیای اقتصاد آمده است که میزان تغییر قیمت دلار در هشت روز پس از آغاز طرح، حدود ۱٫۲ درصد بوده؛ در حالی که رقم اعلام‌شده برای هشت روز پیش از اجرای آن، ۱۵ درصد است.

این مقایسه از آرام‌تر شدن بازار در دوره مورد بررسی حکایت دارد، اما برای نسبت دادن تمام این کاهش به مداخله بانک مرکزی کافی نیست. اخبار سیاسی، تغییر تقاضا و وضعیت عرضه ارز نیز می‌توانند بر حرکت قیمت اثر بگذارند.

بنابراین، آمار دو بازه کوتاه را باید نشانه‌ای اولیه از کاهش تلاطم دانست؛ ارزیابی موفقیت پایدار طرح به داده‌های بیشتر و بررسی دوره‌ای طولانی‌تر نیاز دارد.

فروش ارز چگونه بر انتظارات اثر می‌گذارد؟

وقتی خریداران از دسترسی به ارز در یک مسیر رسمی اطمینان داشته باشند، ممکن است انگیزه کمتری برای خرید فوری از بازار غیررسمی پیدا کنند. این موضوع در دوره‌های نااطمینانی اهمیت بیشتری دارد؛ زمانی که نگرانی از افزایش قیمت، تقاضای احتیاطی را بالا می‌برد.

با این حال، اثر چنین سیاستی به اعتماد مردم به استمرار عرضه وابسته است. اگر فعالان بازار تصور کنند منابع محدود است یا فروش به‌زودی متوقف می‌شود، آرامش ایجادشده می‌تواند موقتی باشد.

محدودیت ذخایر ارزی؛ مسئله اصلی تداوم مداخله

فروش ارز زمانی می‌تواند مؤثر باشد که حجم و مدت مداخله با منابع قابل‌دسترسی بانک مرکزی تناسب داشته باشد.

غلامعلی کامیاب، معاون سابق ارزی بانک مرکزی، در اظهارات نقل‌شده در این گزارش بر کوتاه‌مدت بودن مداخله تأکید کرده است. از نگاه او، تصمیم‌گیری باید با توجه به محدودیت ذخایر و سرعت ورود ارز انجام شود.

علی سرزعیم، اقتصاددان، نیز ارزیابی این سیاست را به علت افزایش قیمت مرتبط می‌داند. به اعتقاد او، اگر کمبود اسکناس عامل فشار بر بازار باشد و بانک مرکزی ذخیره کافی در اختیار داشته باشد، عرضه اسکناس می‌تواند به کاهش این فشار کمک کند.

دو راهکار پیشنهادی برای مدیریت بازار دلار

محمدحسین رحمتی، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه شریف، در نشست مورد اشاره دو مسیر را برای بهبود مدیریت بازار مطرح کرده است.

راهکار نخست، ایجاد بازار رسمی اسکناس یا آتی ارز است. چنین بازاری می‌تواند بستری شفاف‌تر برای معاملات و مدیریت ریسک فراهم کند، اما راه‌اندازی آن به زیرساخت و مقررات مشخص نیاز دارد.

راهکار دوم، استفاده از ظرفیت بازار طلا و گواهی‌های مبتنی بر طلاست. در پیشنهاد مطرح‌شده، این ابزارها می‌توانند در مبادلات میان صادرکنندگان و واردکنندگان نقش داشته باشند. با این حال، اجرای آن به بررسی سازوکار تسویه، پشتوانه واقعی گواهی‌ها و امکان مبادلات بین‌المللی وابسته است.

آیا فروش ۱۰ هزار دلار به هر کد ملی سیاست اشتباهی است؟

نمی‌توان صرفاً براساس سقف ۱۰ هزار دلاری درباره درست یا غلط بودن این سیاست قضاوت کرد. عرضه با نرخ نزدیک به بازار، دسترسی شفاف و مداخله متناسب با منابع می‌تواند به کاهش فشار کوتاه‌مدت کمک کند. در مقابل، شکاف قیمتی قابل‌توجه و فروش مستمر بدون توجه به ذخایر، احتمال ایجاد تقاضای اضافی و فشار بر منابع را افزایش می‌دهد.

ثبات بلندمدت دلار نیز تنها با عرضه اسکناس به دست نمی‌آید. تورم داخلی، جریان درآمدهای ارزی، دسترسی به منابع خارجی و چشم‌انداز روابط بین‌المللی همچنان در تعیین مسیر بازار نقش دارند.

منبع: اقتصادنیوز، به نقل از روزنامه دنیای اقتصاد